عبدالحي حبيبي دانشمند دايره المعارفي
عبدالحي حبيبي دانشمند دايره المعارفي
دكتور شمس الحق آريانفر
استاد عبدالحي حبيبي از نخبگان طراز اول دانش و فرهنگ ماست و از لحاظ احاطه به دانش هاي گوناگون به گونة فرزانه گان پارين، شايد بزرگترين دانشمند و فرهيخته مرد فرهنگ معاصر افغانستان است.
شخصيت علمي حبيبي، منشور كثير الابعادي است كه تمام ساحات دانش زمان را فرا گرفته است. به قول يكي از دانشمندان هم روزگارش: "اين بزرگ مرد انديشه و سرشناس، در زبان شناسي، در روزنامه نگاري و صحافت، در متن شناسي، در جهان سياست و در مسايل فلسفي و اجتماعي تبحر و احاطه همه جانبه داشت."(1)
استاد حبيبي تحصيلات اكادميك و دانشگاهي نداشت، شش سال مكتب خوانده بود، اما به ياري حافظه نيرومند و كار و تلاش مداوم، توانست در همه اين عرصه ها استاد مسلم گردد. هم صحبت و هم روزگار ديگر حبيبي از قدرت حافظه او چنين ياد مي كند:
"حافظة غني و انباشته داشت و خاطراتش به گنجينة مي مانست".(2)
عبدالحي حبيبي، بيش از 115 جلد كتاب در عرصه تاريخ، ادبيات، باستانشناسي، و چاپ متون كهن از خود به يادگار گذاشت كه در هر يك اين آثار، قدرت علمي و ابتكارات و انديشه هاي بكر حبيبي، هويداست. به جاست كه استاد حبيبي را علامه خوانده اند و بي مناسبت نيست كه مجلة ادبي يغما از آن بعنوان استاد بزرگوار مشرق زمين ياد نموده است. آن گونه كه مي نويسد: "مجلة يغما از استاد بزرگوار مشرق زمين عبدالحي حبيبي در ارسال چنين مقالاتي، امتنان و افتخار بسيار دارد.(3)
عبدالحي حبيبي فرزند ملا عبدالحق در ماه ثور 1289 ماه مي 1910، 17 ربيع الاول 1328 قمري در قندهار به دنيا آمد. پدر كلانش مولوي عبدالرحيم و جدش مولوي حبيب الله محقق قندهاري است.به همين نسبت تخلص خود را حبيبي انتخاب نموده است. از لحاظ تبار قومي به قبيلة كاكر پشتون پيوند دارد.
عبدالحي در 1299 در مكتب ابتداييه شاليمار شامل گرديد. بعد از ختم دورة شش ساله مكتب در 1304شمسي، پاي درس مولوي عبدالواسع و مولوي ابوالوفاي كندهاري استاد مدرسه نظامية دكن نشست. بعد از آن ديگر تحصيلات دانشگاهي نكرد و با مطالعة نشرات افغاني، ايراني و هندي چون سراج الاخبار، حبل المتين، كاوه، ايرانشهر، ارمغان، الهلال و سور اسرافيل ديوان اشعار كلاسيك هاي ادب دري محشور شد و آشنايي با ديدگاه ها و نوشته هاي محمود طرزي افغان و سيدحسن تقي زاده، محمد قزويني، سيدكاظم ايرانشهر، جمال زاده ايراني، جرجي زيدان مصري، شبلي نعماني هندي؛ سليمان ندوي و ديگران به ارتقاي شخصيت علمي خويش پرداخت.(4)
آموزش زبان هاي عربي،اردو و انگليسي را آغاز كرد و با زبان هاي اوستايي، سنسكريت، فارس باستان، آشنايي تمام يافت. و بدين گونه خود را در تاثير و تاثر از فرهنگ جهاني آماده ساخت.
حبيبي در 15 سالگي به وظيفه رسمي آغاز كرد و در 22 سالگي در سال 1311 با نوشتن تاريخچه سبكهاي شعر پشتو (به فارسي) به كتاب نويسي و تاليف پرداخت، هرچند قبل از آن در جريدة هفتگي طلوع افغان مقالات مي نوشت.
حبيبي و سياست:
حبيبي از آغاز جواني به جنبش مشروطيت علاقمند بود. چه او مبارزه و فعاليت سياسي را از خانواده به ارث داشت. مولوي عبدالروف كاكاي حبيبي در روزگار شيرعلي خان تبعيد بود، در عصر حبيب الله در 1906 نخستين شمارة سراج الاخبار به مديريت او چاپ شد و از روشنفكران بنام آن روزگار بود. مولوي عبدالواسع پسر مولوي عبدالروف از اعضاي برجستة جنبش مشروطيت اول بود كه در عهد امير حبيب الله زنداني شد و در عهد امان الله خان نظام نامه ها را مطابق به شرع اسلامي تدوين كرد و در 1307 توسط امير حبيب الله كلكاني به توپ پرانده شد. مولوي عبدالرب پسر ديگر مولوي عبدالرووف نيز از مشروطه خواهان اول بود كه زنداني گرديد و بعد به حرمت پدر رها شد.
حبيبي كه ميراث دار مبارزه و عدالت خواهي بود، در ايجاد حزب ويش زلميان فعالانه شركت كرد. در سال 1325 بعد از استعفاي هاشم خان، در حالي كه رئيس معارف قندهار بود،مبارزات مردم قندهار را درلغوانتخابات جعلی شهرداری همراهی کرد، که درنتیجه مبارزه آنها شهردار جديد انتخاب گرديد. بعد از آن شايد حبيبي را از ميدان سياست دور ساختند كه با همكاري مجيد زابلي، وكيل التجار افغاني در چمن مقرر شد. در سال 1327 خود را نامزد وكالت در دورة هفتم شوري ساخت كه از سوي مردم قندهار انتخاب گرديد.
دورة هفتم با حضور شخصيت هاي چون دكتور محمودي، ميرغلام محمد غبار، سيدمحمد دهقان از بدخشان، عبدالحي حبيبي، نظرمحمد نوا از ميمنه، مولوي خال محمد خسته از بلخ و محمد كريم نزيهي، از شور و هيجان خاصي برخوردار بود. اين وكلا بي عدالتي هاي نظام را آشكارا بيان مي كردند نظام اين وضع را تحمل نتوانست. در 1330 شاه محمود استعفا كرد و داؤودخان به عنوان صدراعظم به قدرت رسيد. مبارزان را به زندان افگند.
حبيبي كشور را ترك كرد و به پاكستان رفت در پاكستان حزب سياسي "آزاد افغانستان" را ايجاد كرد و نشرية پانزده روزة "آزاد افغانستان" را به عنوان ارگان نشراتي حزب فعال نمود. و از طريق آن تبليغات و حملات را برعليه نظام و استبداد شاهي ادامه داد. در نخستين شماره "آزاد افغانستان" مطلب "نداي افغانستان آزاد" را اين گونه آغاز نمود.
يا خار و خس زمانه را جاروبي
يا پست وبلند دهر را سركوبي
تاچند توان وضع مكرر ديدن
عزلي، نصبي، قيامتي، آشوبي(5)
حبيبي در مبارزه اش استوار و جسور بود. هراسي در دل نداشت از اين روست كه مردم را به قيام فرا مي خواند و مي گويد: "قيام مردانه نماييد. آشوبي به سر ستم كاران به پا داريد، دستي از آستين همت فرا كشيد، نابود سازيد اين مسببين ذلت، اين مستبدين و تباه كاران دودمان يحي را... به كيفر كردار شان برسانيد. كساني كه مدت 22 سال خون شما را مكيدند."
به فرمان سلطنت، شوري از حبيبي سلب تابعيت نمود كه حبيبي مطالب تندي درين رابطه در جريده خويش نشر كرد.
در سال 1331 نظام جمهوري افغانستان را اعلام نمود و خود را رئيسس جمهور وقت افغانستان خواند. مرام خود را در ده ماده نشر كرد و اساس اهداف خود را چنين خلاصه نمود:
"مي خواهيم بر شالودة اسلاميت، عدالت، دموكراسي ومصالح ملي و انساني خود، حكومت ملي و افغاني را در وطن بنياد گذاريم"(5). اين مرام، خرد والاي حبيبي را نشان مي دهد كه در آن روزگار تبارز يافته بود. اصل هايي كه اگر امروز تطبيق شود، پذيرفتني ترين نظام در افغانستان خواهد بود.در پاكستان حكمروايان آنجا، آرزو داشتند، حبيبي را به عمال خود تبديل نمايند، اما حبيبي شخصيت وطن خواه و مستقل بود و هيچگاه زيربار آنها نرفت.
در اواسط دهة 1330 در كابل و تعدادي از شهر هاي ديگر بيرق پاكستان را آتش زدند، در همين روند قونسلگري افغانستان در پشاور نيز آتش زده شد. درين رابطه حبيبي را مسؤول دانستند و در خانه اش در كراچي نظربند ساختند. عبدالحي حبيبي به وسيلة همسايه اش نامه هاي به سفارت افغانستان در كراچي، لندن و وزارت خارجه افغانستان فرستاد و برائت خود را درين زمينه اعلان نمود.(6).
پاكستاني ها، با خشونت مدتي او را در مونت گوميري پنجاب تبعيد كردند. بالآخره در سال 1340 حبيبي سكرتر كتلوري افغانستان در سفارت افغانستان در پاكستان تعيين شد. با آنكه ديپلومات بود، پاكستاني ها اجازة سير وسياحت آزاد را به او نمي دادند تا اينكه در برابر آزادي برادر جنرال ايوب خان، استاد عبدالحي حبيبي اجازه يافت به وطن برگردد. و از آن به بعد ديگر كار سياسي را كنار گذاشت و فقط به كار هاي علمي پرداخت.
خدمات فرهنگي و آثار استاد عبدالحي حبيبي
استاد عبدالحي حبيبي، در سرآغاز فعاليت علمي و ادبي خود، بيشترين توجه خويش را به رشد و ارتقاي زبان و فرهنگ پشتو معطوف داشت. و اين آرمان خود را در شمارة 27 مورخ 22 جوزاي 1310 طلوع افغان كه تازه مديريت آن را بدست آورده بود، در مطلبي زير عنوان "برجسته ترين خدمت ها، احياي زبان ملي است" بيان داشت. در همين راستا به تشويق داؤودخان كه درآن زمان مسؤول ملكي و نظامي در قندهار بود، كارهاي موثري را انجام داد.
كتاب هاي درسي و گرامري براي پشتو نوشت، فرهنگي را بنام، سپيخلي پشتو، تاليف كرد، كليات هاي: خوشحال خان،و تيمورشاه را چاپ نمود، طلوع افغان را كه به دري چاپ مي شد، كاملاً به پشتو برگرداند و تا سال 1319 كه به كابل آمد، اين آثار را در نظم و نثر و ادبيات و تاريخ تاليف و چاپ نموده بود:
تاريخچة سبكهاي شعر پشتو (فارسي) 1311
اشعار وديوان تيمورشاه (فارسي) 1312
سردار مهردل خان مشرقي شاعر قندهاري (فارسي) 1312
پيغام شهيد مثنوي فارسي 1314
غزنه (مثنوي فارسي) 1315
خودآموز پشتو دوجلد 1314
وضع اصطلاحات پشتو 1317
سپيخلي پشتو 1318
رسالة افغاني و افغانيت 1317
ملي پسرلي (منظوم پشتو) 1317
محقق قندهاري شرح احوال مولوي حبيب الله قندهاري (فارسي) 1314
ديوان اشعار عبدالقادر ختك 1317
كليات خوشحال خان (پشتو) 1317
درين دوره و در سال 1319 به رياست پشتو تولنه تعيين گرديد. همه توجه حبيبي به انكشاف زبان و فرهنگ پشتو بود. احساس ملي، شور و ذوق جواني و مراحل آغازين علمي، او را درين زمينه بيشتر به تكاپو انداخته بود. در سالهاي بعد نوشته هايش بيشتر شكل اكادميك گرفت و بر موازين دقيق علمي هستي يافت.
در سال 1330 حبيبي به پاكستان رفت. آنجا در كنار فعاليت هاي سياسي برعليه نظام شاهي وقت، به تاليف و سرايش و تصحيح كتب نيز پرداخت كه برخي از آن آثار اينها است:
خليلي نامه (مثنوي فارسي) 1334 چاپ پشاور
شاعر هيرمند هارون خان افغان (فارسي، كراچي) 1338
كتاب هاي گم شده تاريخ غزنويان، كراچي 1338
روابط ادبي سند با افغانستان، كراچي 1337
نواي معارك ،كراچي 1337
تاريخچة بيداري سياسي در افغانستان، مسلسل در جريدة آزاد افغانستان.
دروة اساسي كارهاي علمي حبيبي زمانی شروع شد که ازقندهاربه كابل انتقال یافت، در سال 1319. و به خصوص بعد از بازگشت از پاكستان. درين دوره به عنوان عالم و دانشمند متبحر عرض وجود مي كند و در زمينه هاي مختلف علمي و ادبي و تاريخي آثار ارزشمندي را ايجاد مي نمايد.
تاريخچة ادبيات پشتو (فارسي) 1319
پشتانه شعرا (پشتو) 1320
پشتو خيرني، ترجمة پشتو از دارمستتر فرانسوي، 1325
تحقيقات راجع به پته خزانه (فارسي) 1324
تحقيقات راجع به ترجمان البلاغه رادوياني (فارسي) 1330
زبان دوهزار سالة افغانستان يا مادر زبان دري، تحليل كتيبة سرخ كوتل 1343
نگاهي به سلامان و ابسال جامي 1343
شاعراند یشه مولانا جلال الدين بلخي 1353
پشتو دتاريخ او لغت په رناكي 1347
دپشتو ژبي او ادب موقف دمركزي آسيا دخلكو په تمدنونوكي (پشتو، انگليسي) 1356
آسماني نغمي او لاهوتي سرودونه (پشتو) 1361
په شلمه پيري كي دافغانستان هنر (پشتو) 1358
نظري بر ادبيات پشتو (ترجمه از عربي) 1357
پشتو نثرته كركتنه 1360
امير كرور و دودمان او 1361
پير روشان 1353
انتخابي از حديقه حكيم سنايي 1356
متون دري 1357
دالبيروني كتابشود 1352
دپشتو ادب په تاريخ كي قصيده 1357
در زمينة تاريخ و جغرافيا:
تاريخ ادبيات پشتو جلد اول، دوره قبل از اسلام (پشتو) 1325
تاريخ ادبيات پشتو، جلد دوم، از ابتداي اسلام تا هزارم هجري (پشتو) 1342
مجمع الغرايب و مزار علوي در بلخ (فارسي)
تاريخ افغانستان در عصر تيموريان هند (فارسي) انجمن تاريخ 1342
مورخان گمنام افغانستان (پشتو) 1359
مشاهير ابداليان پيش از احمدشاه (پشتو) 1319
زرنج و احوال تاريخي آن (فارسي) 1364
ملتان كا لودي شاهي خاندان (اردو لاهور) 1349
افغانستان بعد از اسلام جلد اول (فارسي) 1357
پشتو ولويگان غزنه، تحقيق در تاريخ غزنه و ادبيات پشتو (فارسي) 1342
رهنماي تاريخ افغانستان دركتب فارسي، عربي و اردو (فارسي) 1348
تاريخچه مختصر ادبيات پشتو به عربي (قاهره) 1357
تاريخ مختصر افغانستان 2 جلد 1348
تاريخ ادبيات پشتو صنف سوم فاكولته 1347
تاريخ ادبيات پشتو صنف چهارم فاكولته 1347
هفت كتيبة قديم 1350
تاريخچه خط در افغانستان 1350
ظهرالدين بابر (زندگي و شخصيت او) 1353
پيش لیک (كرونولوجي افغانستان) (پشتو) 153
اصل خلجيان افغاني ،تهران 1349
منابع اولي تاريخ هنر كتاب سازي در عصر تيموريان (انگليسي) 1979
هنر عصر تيموريان (تهران) 1355
دافغانستان لند تاريخ 1356
تاريخ گويي به تعميه در اشعار قديم دري 1360
تحقيق مرونات سنايي (تهران) 1356
نام هاي برخي ايزدان عصر كوشاني واثر هاي باقيماندة آن در ادب والسنة افغانستان، 1357
اديان عصر كوشاني (انگليسي) 1359
بابر در افغانستان (انگليسي) 1980
تاج كابلشاه در كعبه 1348
مدرسه شاه مشهد غرجستان و بناي مرقد سالار جليل در كميسان بلخ، تهران 1355
تصحيح و تحشيه وتعليق:
ديوان احمدشاه بابا (پشتو) 1320
تذكره شعراي پشتو "پته خزانه" 1322، 1340 تهران، متن عكسي 1354
طبقات ناصري 2 جلد، لاهور 1949، كابل 1343
طبقات صوفيه "عبدالله هروي" 1349
صد ميدان خواجه عبدالله انصاري 1342
زين الاخبار گرديزي 1347
فضايل بلخ، تهران 1349
سواد اعظم ، تهران 1348
روضه الفريقين تاليف ابورجامومل ابن مسرور شاشي مروي، متوفا 517، تهران ،1359
فردوسي و شاهنامه ترجمة فارسي "فردوسي |پرچهار مقالي" از شيراني 1942
تاريخ تلفظ و صرف پشتو كابل 1356
سوات نامة خوشحال خان 1358
زندگينامة ابن سينا "ترجمة دري" 1359
شناخت نامه ميا فقيرالله جلال آبادي 1359
ترجمه پشتو زندگينامه سينا 1359
شرح بيتين مثنوي (از مهردل خان شرقي) 1352
كتاب شناسي البيروني تهران 1352
كتابهاي علمي و اجتماعي:
جوانمردان و عياران، فارسي 1321
سر رشتة طريقت خواجگان، از جامي 1323
تصوف دري كابل 1346
نسب و زادگاه سيدجمال الدين افغاني (فارسي) 1355
خود و بيخودي در انديشة اقبال، 1356
دامير شيرعلي فكري او سياسي شخصيت 1360
پنجاه مقاله حبيبي 1362
دشيخ الاسلام عبدالله انصاري سيرت او شخصيت 1341
منازل السايرين 1355
آثار چاپ ناشده:
ادبيات جهاني (فارسي)
مدوجز افغانستان (مسدس فارسي) 1308
درد دل (مثنوي فارسي) 1316
پيام عصر (مثنوي فارسي) 1320
لاله كهسار مجموعة آثار شعراي گمنام فارسي زبان افغانستان
نوشته هاي من، به زبان فارسي و پشتو مجموعه مقالات اجتماعي و يادداشت هاي تاريخي و آثار ادبي منثور و منظوم در سه جلد
تاريخ سياسي افغانستان 2 جلد
تصحيح و تحشيه و مقابله و تعليق مذكر احباب نثاري بخاري (فارسي)
افغان در تاريخ
رساله قافيه جامي با مقدمه و تعليق، 1357
موقف عرفاني جامي در پيوستگاه فلسفه و عرفان با ساينس
پيام يعقوب ليث ( به چهار زبان)
تصحيح و مقابله و مقدمه اكبرنامه حميد كشميري (فارسي)
منابع:
1- پوهاند محمدكاظم آهنگ، (حماسه هاي از قهرمانان سياست و فرهنگ) ص 173، كابل 1382
2- رهنورد زرياب، شمعي در شبستاني و سيزده نبشته ديگر، ص 101، چاپ دوم- كابل، انتشارات ميوند 1385
3- آفريده هاي مهجور، تدوين و مقدمه هارون خپلواك، 1367 ص 84 به نقل از مجله يغما شماره 8 سال 1346
4- علامه حبيبي، آفريده هاي مهجور، گردآوري و تدوين و مقدمه از هارون خپلواك، اكادمي علوم 1368
5- آهنگ، حماسه هاي از قهرمانان سياست و فرهنگ، صص 178 – 177 ،به نقل از آزاد افغانستان، شماره اول، سال اول جدي 1330
6- آهنگ، همان، ص 177 ،استاد آهنگ اين نكات را از زبان حبيبي شنيده است.
درود به شما خواننده عزيز